الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
149
شرح كفاية الأصول
بهطور اجمال معلوم است و معلوم بودن اجمالى معناى صلاة ، هرچند كه از طريق خواصّ و آثار ( تنهى عن الفحشاء و . . . ) حاصل شود ، در تبادر معنا كفايت مىكند . بنابراين « تبادر » با « اجمال خطاب » منافاتى ندارد ، بلكه تنافى در صورتى است كه معنا به هيچ وجهى معلوم نباشد . 2 - صحّت سلب صحّت سلب الفاظ عبادات از فاسد ، بر وضع آنها براى « صحيح » دلالت دارد . بيان مطلب : در مواردى كه مثلا نماز به خاطر فقدان برخى اجزاء يا شرايط ، باطل است ، صحيح است كه به آن ، نماز گفته نشود و يا به عبارت ديگر : صحيح نيست به آن نماز گفته شود ، نظير اينكه : اگر حائضى نماز بخواند ، مىتوان گفت كه نمازش نماز نيست و يا نمىتوان گفت كه نماز خوانده است و همچنين است اگر كسى پشت به قبله نماز بخواند . پس معلوم است كه صلاة براى « صحيح » وضع شده است و در آن حقيقت مىباشد و اين صحّت سلب ، بالمداقّه است ، يعنى بدون تجوّز و بدون عنايت ، صحّت سلب دارد و گرنه بالعناية و تجوّز مىتوان به علاقهء مشابهت ، « صلاة » را به صلاة فاسد هم اطلاق كرد . بنابراين وقتى سلب لفظ صلاة از صلاة فاسد ، بدون مجازگويى ، صحّت داشته باشد ، بر وضع حقيقى صلاة براى « صحيح » دلالت مىكند . * * * ثالثها : الأخبار الظاهرة « 1 » فى إثبات بعض الخواصّ و الآثار للمسمّيات ، مثل : « الصلاة عمود الدّين « 2 » » أو « معراج المؤمن » و « الصوم جنّة من النار « 3 » » إلى غير ذلك ، أو نفى « 4 » ماهيّتها و طبائعها ، مثل : « لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب » و نحوه ، ممّا كان ظاهرا فى نفى الحقيقة ، بمجرّد فقد ما يعتبر فى الصحّة شطرا أو شرطا .
--> ( 1 ) . اشاره به دستهء اوّل از أخبار است . ( 2 ) . دعائم الاسلام : ج 1 ، ص 133 / الكافى : ج 3 ، ص 99 . ( 3 ) . الفقيه : ج 2 ، ص 44 / الكافى : ج 4 ، ص 62 . ( 4 ) . عطف بر « اثبات » : اشاره به دستهء دوم از أخبار است .